سفارش تبلیغ
صبا ویژن

اخبار کتاب و تازه های نشر (تیر 92)

این کتاب که به قلم نگین حسینی، روزنامه‌نگار و فعال حوزه رسانه نوشته شده دربردارنده دو فصل کلی شامل زندگی در ایران و مهاجرت به آمریکاست.

سخن نخست این کتاب به قلم پروفسور کمالی‌پور نوشته شده است. وی با اشاره به شعر «مسافر» سهراب سپهری، دوران کودکی‌اش در روستای «خیرآباد» را مرور و با گذری به زندگی‌اش در آمریکا چرایی نگارش زندگینامه‌اش را بازگو می‌کند.


 

 

کمالی‌پور در قسمتی از این بخش روایت می‌کند: «نگارش این کتاب به دلیل مشغله‌هایی که داشتم، سال‌ها به تاخیر افتاد. اما دوستانی که در جریان زندگی‌ام بوده‌اند، همواره پیشنهاد می‌کردند که ماجراهای زندگی‌ام را بنویسم و منتشر کنم. نوشتن، منتشر کردن و برملا کردن گوشه‌های زندگی شخصی کار ساده‌ای نیست. اما من معتقدم که چیزی برای پنهان کردن و نگفتن ندارم. هر چه دارم متعلق به زندگی یک خیرآبادی راوری کرمانی ایرانی است که امروز مایل است آن را با همشهریان و هموطنانش قسمت کند و در بین آن‌ها کسی را غریبه نمی‌بیند.»

پروفسور «هاوارد کوهن» رییس پیشین دانشگاه پوردوکلیومت، سخن دوم این کتاب را روایت کرده است. وی در این یادداشت به سابقه آشنایی 10 ساله خود با وی می‌پردازد و او را صاحب روحی لطیف و مهربان می‌داند که خودجوش و متواضع است. در سطرهایی از این یادداشت می‌خوانیم: «من و یحیی در تاسیس دانشکده ارتباطات مسقط در عمان نقش مشاور را ایفا کردیم. چندین بار برای ارایه مشاوره و کمک به تاسیس آن دانشکده به دانشگاه بیان عمان رفتیم تا در دیدار با مدیران و استادان این دانشگاه، در طراحی رشته، درس‌ها و ایجاد امکانات لازم، کمک فکری و تجربی ارایه دهیم.»

سخن سوم این کتاب را علی‌اکبر عبدالرشیدی، فعال و نویسنده حوزه رسانه نوشته است. وی یادداشت خود را با توصیف منطقه کویر لوت و خصایص مردم و چهره‌های مشهور دینی، ادبی و سیاسی استان کرمان آغاز کرده، سپس از پروفسور کمالی‌پور به عنوان فرزند کلوت‌های راور نام برده که افتخاری دیگر برای کرمان است.

عبدالرشیدی در این قسمت می‌نویسد: «من کمالی‌پور را اول بار در استودیوی رادیو در جام جم دیدم، در برنامه‌‌ای در باب ارتباطات. از مشاهده صداقت، دانش و تخصصش و همچنین از مصاحبتش بسیار به وجد آمدم. اما پیوند محکمی از دوستی که به لطف همشهری‌ بودنمان بین ما شکل گرفت مرا به عمق شخصیت او هدایت کرد.»

نگین حسینی، نویسنده این اثر نیز چند بندی درباره انگیزه‌های خود برای نگارش این کتاب سخن به میان ‌آورده است. وی با اشاره به سختی‌های تالیف این اثر با توجه به بعدهای مختلف زندگی کمالی‌پور، ویژگی‌ها و خصایص زندگی این استاد ارتباطات را روایت می‌کند.

در فصل اول که به زندگی کمالی‌پور در ایران اختصاص دارد، ابتدا به دوران کودکی و سال‌های آغازین تولد تا سنین چهار یا پنج سالگی می‌پردازد. بخش دوم این فصل به مکتبخانه و دبستان در شهر راور اشاره دارد. کمالی‌پور در پنج سالگی به مکتبخانه می‌رود و علاوه بر درس خواندن، بازی‌